بایگانی: آذر ۱۳۹۶
سیاهمشق ۵۰
چه کوچهها که خاطرات رفتنم به یادشان نمانده است
چه واژهها سروده و به بادهای خاطرات رفتهام سپرده شد
گدارهای پشت سر
مسیرهای رو به رو
هزار دام آرزو
و پای رفتنی که مانده در میان باتلاق زیستن
چه فایده گریستن
که غرق میکند مرا و بودن مرا
در این عمیق نیستی
چه فایده، چه فایده، گریستن
۲۵ می ۲۰۱۷
سیاهمشق ۴۹
اگر آغوش تو ای ماه به دریا نرسد
قسمات میدهم امروز به فردا نرسد
ترسم آن است نیایی و بخشکد دریا
بوسهات بر لب این ساحل تنها نرسد
جنگل سرخوش از سوسوی صدها شبتاب
غرق غفلت بشود، نور به افرا نرسد
تو بیا و قدمی بر سر باران بگذار
حیف باشد که درختی به تماشا نرسد
سیزده شب همه ماه از پی ماه آمده است
به یقین آمدنی هست به حاشا نرسد
چه شبی هست شب چهارده چشم ب...